طاهاطاها، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 26 روز سن داره

طاهایی

ماه شانزدهم زندگي من

طاهايي در حال نماز خوندن         چه پسر خوبي هستم قشنگ نشستم دست به هيچي هم نمي زنم   آخه بچه تو كابينت چيكار مي كني!!!!! اي ورووجك من و ماه تو آسمون             اينم مدل خوابيدن من   همين كه از حموم در اومدم سريع از دست ماماني در رفتم اومدم يه هوايي بخورم. البته يه كارهايي هم كردم كه حالا بماند   طاهايي در حال خوردن شليل نخ دندون عجب چيز خوبيه. هفت و نصفي دندونم رو نخ دندون مي كشم.   قبله كدوم طرفيه ماماني...
8 شهريور 1393

اولین سفر طاها به جزیره کیش

من و مامانی و بابایی الان تو کیش هستیم. به زودی مامانی عکسام رو میذاره تا ببینید.هوا خیلی گرمه بجاش  برای اولین بار دلفین، کوسه، لاک پشت و کلی ماهی دیدم.هوا گرمه و مامانی میگه من تو دریا نرم.راستی برای بار اوله که این همه آب دیدم . امروز رفته بودیم یه بازاری که توش جای بازی برای من داشت.با بابایی کلی بازی کردم.بعد رفتیم رستوران کنار دریا.آهنگ زنده داشت و منم داشتم یه حرکاتی انجام می دادم. یادم رفت بگم تو این سفر من باز دندون در آوردم.     اينجا داشتيم مي رفتيم كيش. بابايي برام كمربند بسته بود. مي خواستم امتحان كنم ببينم خودم مي تونم بازش كنم يا نه.   همين كه رسيديم هتل لباس عوض كرديم...
22 مرداد 1393

ماه پانزدهم زندگي من

طاهايي در حال بازي كردن با پلاستيك تو كابينت آشپزخونه   پسر مامان لطف كرد و پيچ گاز رو از جا در آورد شب عيد فطر بود كه من بالاخره راه رفتم واي خيلي خوشحال بودم دست و هوراااااااااااااااااااا ...
12 مرداد 1393

ماه چهاردهم زندگي من

  الو الووووووووووووووو من طاهایی هستم  دالی من اینجام  اینقدر سه چرخم رو دوست دارم. فعلا خودم راهش می برم به جایی اینکه اون منو راه ببره. آخه هنوز پام به پدالش نمی رسه.     طاهايي زير ميز ناهارخوري در حال شونه كردن موهاش   من كه بلدم از تخت برم بالا بابايي بده منم بازي كنم. آخ جون pouuuuuuuuuuuuuuuu   اينم مدل جديد من براي خوابيدن. سجده ميرم مي خوابم   ماماني تو خونه كار داشت بابايي منو برد بيرون. نه اينكه دوست نداشته باشم كمك بدما نه فقط همش تو كابينت آشپزخونه هستم ...
16 تير 1393

اولین ها

۱۱خرداد ۹۲ اولین حمام من  ۱۵خرداد  ۹۲ ناف من افتاد ۲۰ تیر ۹۲ ختنه(دومادی ایشاله) ۱۵ مرداد ۹۲ رفتن آرایشگاه و کوتاه کردن موی سر ۱۹ مرداد ۹۲ اولین مسافرت با هواپیما از شیراز به تهران  ۲۰ مهر ۹۲ تونستم به روی شکم برگردم ۱۴ آبان ۹۲ شست پای راستم رو با دهن خوردم ۱۴ دی ۹۲ بدون کمک نشستم ۶ اسفند ۹۲ رویش اولین مروارید دهنم سمت چپ پایین مامان و بابایی منتظرن که شروع راه رفتنم رو بنویسن انشاله   عشق مامان و بابا روز 6 مرداد 93 دقيقاً شب عيد فطر شروع كرد به راه رفتن. عزيزم انشاءاله قدم هاي موفقيت همين طور برداري زير سايه الله ...
5 تير 1393

ماه يازدهم زندگي من

      براي اولين بار رفتم باغ ارم شيراز. چقدر اينجا گل داره       اينجا هم باغچه بابا بزرگي تو سياخ دارنگون هست كه تو عيد نوروز 93 رفته بوديم.         بابايي برام يه كفش خوشگل خريده. اين قدر خوشحالممممممم   ...
27 خرداد 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به طاهایی می باشد